السيد محمد حسين الطهراني

46

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

اين گفتار ، سدّ باب تحقيق و تدقيق ، و نشر علوم و فرهنگ دنيا و آخرت است ، و عيناً مانند گفتار ديگر عمر است كه : حَسْبُنا كِتابُ اللَهِ « كتاب خدا ما را بس است . » در قرآن اگر مفسّرى و پاسدارى چون عترت نباشد ، دستاويز هر شخص جنايتكار مىشود ؛ و با آيات قرآن نيز استشهاد و احتجاج بر حكومت جائرهء خود مينمايد . و فهميدن روايات أئمّه عليهم السّلام هم ، چون داراى مرتبهء واحدى نيستند و بسيارى از آنها بر علوم دقيقهء عقليّه استناد دارند ، اگر علوم عقليّه راهگشاى آن دقائق و معارف عظيم نباشد ، نتيجه‌اش جمود بر ظواهر ، نظير تشبيه و تعطيل و تجسيم و جبر و تفويض ، و يا مانند شيخيّه و أخبارىها دريافت معانى سخيفه و دَنيّه از كتاب الله ؛ و مفاهيم سطحى و بدون ارزش از روايات ميگردد ؛ و حاشاه و حاشاهم عَن ذَلِك . اهتمام شديد حوزه نجف در تدريس فلسفه و عرفان آية الله شهيد : حاج سيّد محمّد على قاضى طباطبائى رضوان الله عليه كه تعليقه‌اى بر كتاب « الْفِردَوس الأعْلَى » تأليف آية الله المعظّم : حاج شيخ محمّد حسين كاشف الغِطاء نوشته است ، از جمله مطالبى كه در مقدّمهء آن آورده است ، اينست كه : در هر زمان حوزهء علميّة نجف مركز بحث و تحقيقات علمى و فلسفى ، و ذَبّ از حريم مقدّس اسلام بوده است . و ليكن برادران ما بالقطع و اليقين بدانند كه : از مكائد دشمنان دين از امم اجنبى آنست كه اين حوزه را براندازند و اين مركز تشيّع و اسلام را نابود كنند . و به اين امر موفّق شدند و سعى بليغ و تمام دارند تا كم كم مردم را در امر تقليد به غير نجف سوق دهند . و بعد از اوائل اين قرن ، بسيارى از علوم در نجف ضعيف شد ؛ و در پيامد اين امر ، جمعى از أساتيد در اين حوزهء كبيره ، از تدريس بعضى از علوم درنگ نمودند ، وَ صارَ هذَا الامْرُ مِنَ الْجِناياتِ الَّتى لا يَسُدُّها شَىْءٌ إلَّا التَّيَقُّظُ ، وَ سَدُّ هذِهِ الثُّلْمَةِ